به احتمال زیاد، تغییر تحول و تحوّل انگشتر خاتم و تبدیل شدن آن به یکی آلات زینتی نیز در مصر باستانْ صورت داده میباشد.
زنان ثروتمند مصری، انگشترهایی از طلا جواهرات، دست می کردند انگشتر توپاز معدنی و زنان طبقه ذیل نیز از انگشترهایی با بها های ارزان خیس، از محصول نقره، بُرنز، شیشه یا این که سفال های رنگی به کارگیری می کردند.
یونانیان و رومی ها در ایجاد کرد انگشترهای زینتی، بیش از سایر فرهنگ ها توجه و دقیق کاری به خرج داده اند. دربین سال های ۳۱ تا ۴۴۹ پیش از تولد، در روم باستان، شهروندان، صرفا از انگشترهای آهنی به کار گیری می کردند.
جذاب این بخش که به کارگیری از انگشتر، برای برده ها ممنوع بود.
با استارت زمان امپراتوری (حدود ۳۱ پیش از به دنیاآمدن)، همگی این مقررات تغییر تحول کردند یا این که کنار نهاده شدند. انگشترهای طلا جواهرات نیز اشاعه یافتند و ضابطه، حق استعمال از انگشترهای طلا جواهرات را که در جايگاه ویّل، محصور به سفیران بزرگ میشد، تغییر و تحول داده، به اعضای قانونی مجلس سنا، کنسول ها و افسران ارشد دولت نیز داده شد.
برای بررسی ظریف به استعمال از انگشتر، مقررات گوناگونی در روم باستان (بعداز سال ۳۱ پیش از به دنیاآمدن)، به ثبت رسید.
پِلینی (pliny)، در کتاب «تاریخ طبیعی»میگوید: «انگشتر، ویّلین توشه در اساطیر یونانی، وارداتی میباشد.
هنگامی که «پرومتئوس (پرومیته)» نترسی پیدا می نماید تا حریق را برای به کارگیری زمینی ها از عرش بدزدد. به خیال این خطای عمدی، «زئوس»، خدای خدایان، اورا به مدّت سی هزار سال، به قلّه کوه «کاوکازوس (قفقاز)»، می بندد. دراین مدّت، کرکسی از جگرش اورا طعام می بخشید.
پس از سال ها سعی و سعی، پرومتئوس، موفّق به کندن قسمتی از صخره ای که زنجیر به آن بسته گردیده بود میگردد و خویش را از اسارتْ نجات میدهد.
آخر و عاقبت، زئوس نیز دلش قابل انعطاف می گردد و پرومتئوس را از زنجیرها رهایی میبخشد؛ البته برای این که پرومتئوس دیگر بی حرمتی نکند، زئوس به وی امر میدهد که رینگ ای از زنجیر خویش را در انگشتش فرو نماید».با این که قصه پلینی، افسانه به حیث میرسد، البته با وجود این، در آداب و رسوم، منزلت ویژه ای پیدا نموده است. جیمز مک کارگی می نویسد: «هنگامی که یک برده رومی، آزاد میشد، یاروهمدم آزادی اش یک کلاه، یک جلیقه و یک انگشتر آهنی کادو می گرفت.

شناخت توپاز و مناسب چه ماه تولدی است